تبليغاتX
اطلاعات کامپیوتری+همه چیز

اعضای کادر فنی تیم ملی پس از نشست امروز امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی با داریوش مصطفوی دبیر فدراسیون فوتبال برگزیده شدند.

سرپرست

مهدی مناجاتی

دستیار اول

منصور ابراهیم زاده

مربی

ناصر ابراهیمی

افشین پیروانی

مربی دروازه بانان

کریم بوستانی

مربی بدنساز

پرویز کماسی

فیزیوتراپ

دکتر نوروزی

آنالیزور

مارکار آقاجانیان

جلال چراغ پور

آنالیزور کامپیوتری

مسعود رحمانی

نیما رسولی

اعضای کمیته تغذیه

دکتر رجبی

دکتر بهرامی

دکتر بهمنی

روانشناس

عباس منتظری

کمیته کارشناسان و مشاوره

پرویز ابوطالب

منصور پورحیدری

پرویز مظلومی

                            بازی فلش با زیدان

+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 22:46 |
از یه دیونه می پرسن چرا دیونه شدی ؟
میگه : من یه زنی گرفتم که یه دختر 18 ساله داشت . دختر زنم با بابام ازدواج کرد. در نتیجه زن من مادر زن پدرشوهرش شد . از طرفی دختر زن من که زن بابام بود پسری زایید که میشد برادر من و نوه ی زنم پس نوه ی منم میشد . در نتیجه من پدر بزرگ برادر ناتنی خودم بودم . چند روز بعد زن من پسری زایید که زن پدرم خوار ناتنی پسرم و مادر بزرگ او شد . در نتیجه پسرم برادر مادر بزرگ خودم بود . از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم می شد . در نتیجه من خواهرزاده ی پسرم شدم .
 ************************************* 
یه بچه به باباش که خیلی خسیس بوده میگه : بابا 10 تومان به من میدی ؟
بابای بچه با عصبانیت به بچه اش میگه : چی ؟
گفتی 9 تومان ؟ تو 8 تومان می خوای چیکار ؟ 7 تومان هم زیادیته چه برسه به 6 تومان . تازه بابای من تا حالا به من 5 تومان نداده که من بخوام به تو 4 تومان بدم . راستی این 3 تومان رو می خوای چیکار کنی ؟ 2 تومان بدم بسته ؟ پس این 1 تومان رو بگیر و بقیه اش را هم بیار . بچه یه نگاهی به پول می اندازه و به باباش میگه بابا این که 5 زاریه!!!

************************************* 
از یک خانومه می پرسن چطور شد این دفعه فقط 2 ساعت با تلفن حرف زدین شما که همیشه کمتر از 4 ساعت حرف نمی زدین ؟ میگه : آخه این دفعه اشتباه گرفته بودم .

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 19:48 |

       

هنگامي که به تاريخ جنگهاي اعراب و اسرائيل  مي نگريد، به اسم جنگندهء ناآشنايي چون «نشر» بر مي خوريد. توليد اين جنگنده در سالهايي که اسرائيل با دولتهاي عربي، دست و پنجه نرم مي کرد و دچار مشکلات فراواني براي تهيهء ادوات و هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود بود، بسيار قابل توجه است. اين راهي است که کشور ما نيز بايد آن را بپيمايد تا قسمتي از هواپيماهاي نظامي مورد نياز خود را بتواند در داخل توليد نمايد.

«نشر» اولين جنگنده اي بود که در اسرائيل توليد شد و با توليد بسيار موفق اين جنگنده،‌ راه براي ساخت جنگنده هاي پيشرفته تر «کفير» و «لاوي» هموار گشت.

در آن زمان، نيروي هوايي اسرائيل (IAF) ملاحظه کرد که اين جنگنده، به طور موقت، توان نيروي هوايي را به ميزان قابل ملاحظه اي بالا مي برد. در واقع توليد و ورود به خدمت اين جنگنده، يک دورهء مياني قبل از در سرويس قرار گرفتن جنگنده هاي پيشرفته نظير «لاوي» بود. تجربيات حاصل از توليد و استفادهء «نشر» راهگشاي خوبي براي پيشرفت صنايع هواپيماسازي اسرائيل گشت.

در آن زمان، قرار بود با ورود به خدمت جنگنده هاي بهتر، هواپيماهاي نشر بازنشست شوند. نشر 10 سال در نيروي هوايي اسرائيل با موفقيت تمام، انجام وظيفه نمود تا به نقطهء اوج خود يعني نبرد يام کيپور (1973) رسيد و در آن جنگ بود که پيروزي هاي فراواني در نبردهاي هوايي و حمله به اهداف زميني اعراب، کسب نمود.

سابقهء عمليات واقعي

اولين جنگندهء‌ نشر که رسمن به اولين اسکادران عملياتي نيروي هوايي تحويل شد به تاريخ مي 1971 (ارديبهشت 1350) در پايگاه هوايي Hatzor فرود آمد و توسط خلبان باسابقهء نيروي هوايي دني شاپيرا مورد آزمايش قرار گرفت. در طول ماههاي بعد و با موفق بودن طراحي اين جنگنده، تعداد ديگري از اين جنگنده به اسکادرانهاي ناقص ميراژ3 (به دليل جنگ، دولت فرانسه از تحويل مابقي ميراژ3 هاي خريداري شده خودداري نمود. بسیار به دلیل شباهت بسیار زیاد این جنگنده با میراژ۳، بر این عقیده هستند که این جنگنده، کپی ای از میراژ۳ فرانسوی است) اضافه شدند تا اسکادرانهاي ميراژ3، توان عملياتي خود را بازيابند.

هنگامي که تعداد قابل ملاحظه اي از نشرها در IAI (کارخانجات هواپيماسازي اسرائيل) توليد گشتند، دو اسکادران، منحصرن (بدون ميراژ3) از نشرها، تشکيل يافت. اولين اسکادران در پايگاه هوايي Etzion به تاريخ سپتامبر 1972 و ديگري به تاريخ مارس 1973 در پايگاه هوايي Hatzor استقرار يافتند.

با شروع جنگ يام کيپور به تاريخ اکتبر 1973، نيروي هوايي اسرائيل، 40 فروند نشر در سه اسکادران (يک اسکادران اوليه و دو اسکادران جديد) در خدمت داشت.

اگرچه نشر در اصل براي حملات عليه اهداف زميني طراحي شده بود، ولي در ضمن جنگ، براي نبردهاي هوايي نيز استفاده شدند. در آن زمان فرمانده نيروي هوايي، تصميم گرفت تا از جنگنده هاي F-4D (فانتوم)، «اسکاي هاوک» و «سار» بر عليه اهداف زميني استفاده کند و از جنگنده هاي ميراژ3 و نشر براي نبرد با هواپيماهاي دشمن و ايجاد برتري هوايي در مناطق درگيري، بهره ببرد.

 

نبرد يام کيپور (1973)

در طول نبرد یام کیپور، نشرها به خوبي از عهدهء وظايف خود برآمدند،‌ تعدادي زيادي از ميگها و سوخوهاي اعراب را به راحتي ساقط کردند و نشان دادند که جنگندهء بسيار خوب و مانورپذيرتري نسبت به ميگهاي21 هستند، ضمن اينکه از نظر کيفيت قطعات توليدي نيز در سطح بسيار مناسب و خوبي بودند.

مطابق آماري که بلافاصله پس از اتمام جنگ انتشار يافتند، نشرها در 117 نبرد هوايي (جنگ يام کيپور) شرکت جسته بودند. (65 نبرد هوايي در سوريه و 52 نبرد در مصر) 227 هواپيماي دشمن در اين نبردهاي هوايي ساقط شده بودند که در مقابل تنها 6 فروند جنگندهء ‌نشر، ساقط شده بود که اين 6 جنگندهء نشر نيز در ماموريت شناسايي بودند و توسط پدافند زميني مورد هدف قرار گرفته بودند.

در اين ميان، اسکادران نشر متعلق به پايگاه هوايي Etzion سرآمد بقيه بود و 42 هواپيماي اعراب را ساقط کرده بود و تنها يک فروند هواپيماي نشر از دست داده بود.

نشرها در عمليات شناسايي ضربتي چندان موفق نبودند. آنها فقط در چند ماموريت زميني شرکت داشتند: حمله به اهدافي در بلندي هاي جولان و نقاطي در نوار غزه. عمليات در آن مناطق، بسيار سنگين و فشرده بود و هر خلبان نيروي هوايي، مي بايست در طول هر روز، چندين عمليات جنگي را انجام مي داد.

 

نبرد يام کيپور، ثابت نمود که تقويت نيروي هوايي با جنگنده هاي نشر، چقدر عالي و موثر بوده است و مقامات وزارت دفاع را بسيار متقاعد کرد که به ادامهء توليد و توسعهء جنگنده در IAI (صنايع هواپيماسازي) ادامه دهند.
با ورود به خدمت جنگنده هاي «کفير»، به تدريج از نقش عملياتي نشرها کاسته شد. سپس در اواخر سال 1976، همهء ‌جنگنده هاي نشر در قالب دو اسکادران ادغام شدند و به پايگاه هوايي
Eitam (جنوب صحراي سينا) انتقال يافتند.
در اواخر دههء 1970، با توليد انبوه جنگندهء‌ «کفير»، هواپيماهاي نشر و ميراژ3 با کفير جايگزين شدند.

        

«کفير» کاملن از نشر پيشرفته تر بود، با دارا بودن عملکردي بهتر و سيستم هايي که بسيار پيچيده تر از نشر بود و (با وجود کفير) سرمايه گذاري در جهت ارتقاء  سيستم هاي نشر، ارزنده و اقتصادي به نظر نمي رسيد.


در سال 1981، کفير به طور کامل، جاي نشر را در نيروي هوايي گرفت و جنگنده هاي نشر جهت فروش به ديگر کشورها، مورد نوسازي و تعميرات اساسي قرار گرفتند.
نشرها به کشور آرژانتين فروخته شدند که در آنجا با نام گذاري مجدد، به نام
Dagger شناخته شدند و در چند عمليات موفق بر عليه انگلستان در جنگ فالکلند (1982) شرکت جستند.

برخي مشخصات فني

ماموريت اوليه: جنگندهء تک سرنشينه چندماموريته

سازنده: اسرائيل

ابعاد
طول: 15.55 متر

فاصلهء دو سر بالها: 8.22 متر

ارتفاع: 4.25 متر

مقدورات
حداکثر سرعت: 2.1 ماخ = 2400 کيلومتر بر ساعت

سقف پرواز خدمتي: 17000 متر

برد: 1300 کيلومتر

وزن
وزن خالي: 6600 کيلوگرم

حداکثر وزن قابل بار گذاري شده: 13500 کيلوگرم

پيشرانه
موتور
Atar 09 ساخت اسنکما (فرانسه) با کشش 4280 کيلوگرم

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 18:17 |

فرا رسیدن میلاد حضرت فاطـمـه زهـرا «س» و فرا رسیدن روز مادر را به تمام مادران تبریک عرض می نمایم.

+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 18:5 |
+ نوشته شده توسط امین در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 14:20 |

بهترين دوست اون دوستيه كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي

ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم قدرش رو نمي دونيم ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم

در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ، ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كرد

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ،

كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني

رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي

آرزو مي كنم به اندازه ي كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني

هميشه خودتو جاي ديگران بذار اگر حس مي كني چيزي ناراحتت مي كنه احتمالا ديگران رو هم آزار مي ده

شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن

شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و يا صدمه مي بينن زنده است ، براي اونايي كه دنبالش    مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن ، چون فقط اينها هستن كه همين ديگران رو تو زندگيشون مي فهمن

روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل مي گيره ، نميشه تا وقتي كه دردها و رنجا رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري ،

وقتي كه به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه مي كردي و بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري زندگي كني وقتي رفتي تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 17:0 |

امروز می خوام لیست اون کسانی رو که در علیه محسن صحبت کردن وشروع به    جوسازی کردن روبرات بنویسم همون افرادی که بقول خبرنگاری که با محسن مصاحبه می کرد سایه اون رو با تیر می زن.

اولین خواننده مطرحی که رسما علیه محسن صحبت کرد و اسم اون رو هم اورد مجتبی کبیری بود کبیری سال قبل در مصاحبه ای که با مجله دیدار انجام داد ابتدا بحث را به البوم نفرین کشو ند سپس گفت (از نظر من اهنگ نفرین یک ترانه بسیار ضعیف وبی مفهوم بود) البته ایشان بعد از ان هم در بسیاری از گفته ها ومصاحبه های خود با گوشه وکنایه دربا ره محسن صحبت کرده است جالبه که بدونین نفرت کبیری از محسن به اندازه ایست که اون حتی رابطه اش رو با خانم مریم حیدر زاده بخاطر این مسئله قطع کرد قضیه از این قرار بود که سال قبل( پیش از این که تور کنسرت های کبیری در شهرهای مختلف شروع بشه) خانم حیدر زاده در مصاحبه ای با برنامه شب هفتم رادیو بی بی سی شرکت می کنن و در اون مصاحبه از ایشون سوال میشه که( کدوم یک از کار های شما بوده که دقیقا همون حس وحالی رو که در شعر شما بوده تو خودش داره ) ایشون هم پاسخ میدن( تنها کاری که تا به حال از من پخش شده و همون حسی رو که من موقع نوشتنش داشتم حفظ کرده ترانه نفرینه که توسط اقای محسن چاوشی اجرا شده) اما این حرف چنان اقای کبیری رو عصبانی می کنه قید همکاری با خانم حیدر زاده رو میزنه وحتی همون موقع در بعضی مجلات گفته شد که بین این دو نفر به خاطر همین مسئله در پشت صحنه یکی از کنسرت هایی که در شهرستان برگذار کرده بودن دعوای شدیدی در گرفته.

دومین خواننده مطرحی که مرتبا و به کرات بر علیه محسن حرف زده فرزاد فرزینه، فرزین که سال قبل البوم شراره با صدای اون پخش شد اولین با در مصاحبه با مجله همدل (چند وقت بعد از ان که البوم لنگه کفش مجوز شعر واهنگ گرفت) در جواب سوالی که در ان نظر اون رو راجع به خواننده های غیر مجاز پرسیده بودن بعد از کلی حاشیه چنین گفت: متا سفانه در شرایط فعلی شاهدیم که یکی مثل من که از اول مجاز بوده ام باید برای گرفتن مجوز مشکل داشته باشد اما یکی دیگه (منظور محسن چاوشی است) هر چه که می خواهد می خواند بعد که معروف شد می اید وبراحتی مجوز می گیرد پیام من به این اقا(چاوشی) این است : اقای غیر مجاز شما حتی اگر مجوز هم بگیری باز هم از نظر من غیر مجازی.

فرزاد فرزین بارها وبارها وتقریبا در تمام مصاحبه هایی که داشته حرف هایی از این دست را بر زبان می اورد در اخرین مصاحبه چاپ شده اش هم(با مجله ترانه ماه ویژه نامه نوروزی صفحه 55) بار دیگر چنین گفته:ما داریم قانونی کار می کنیم ودر چهار چوب قوانین وظوابط کشور. ولی یکسری این چهار چوب رو می شکنند وبا این کار کسی هم جلوی ان ها را نمی گیرد .خوب این در واقع ظلم به خواننده ای که داره مجاز کار می کنه .یک خواننده غیر مجاز که شما هم کارهایشان را شنیدید(محسن) با یک نرم افزار غیر حرفه ای تقلید دی جی که هزینه ای هم ندارد وحرفه ای هم نیست واز نظر من قابل بحث هم نیست ماهی یک البوم به بازار می دهد بدون هیچ مجوزی وبا این کار معروف می شود وبعد شروع به کار مجاز می کند و وزارت ارشاد هم هیچ برخوردی با این قضیه ندارد وطرف براحتی یک خواننده مجاز می شود فرزاد فرزین اخیرا در برنامه ایرانینز بوی که از شبکه ایران موزیک پخش می شود باز هم عقده گشایی کرد وحرفهایی را به طعنه علیه محسن زد.

در این بین بودند کسانی که کوچکتر از ان هستن که که بخواهم اسمشان را بیاورم اما تنها برای اطلاع شما اسم این افراد را می نویسم جالب ان است اکثر این افراد تازه البوم اولشان را بیرون داده اند والبوم هایشان هم چنان مزخرف بوده که کمتر کسی حتی اسم ان ها را شنیده باشد: حمید پیروزنیا نیما مسیحا حمید اصغری ومهران احراری.
+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه دوازدهم تیر 1385 و ساعت 19:21 |
سر جلسه خواستگاری بعد از نیم ساعت سکوت
مادر داماد میگه : ببخشید کبریت دارید ؟ پسرم می خواد سیگار بکشه .
طرف عروس : پس داماد سیگاری هم هستند !؟
مادر داماد میگه : سیگار که نه ولی سیگار بعد از مشروب می چسبه .
طرف عروس : پس مشروب هم می خوره !؟
مادر داماد میگه : نه . آخه قمار کرده بود . باخت ... یکم بهش مشروب دادیم تا خوب بشه .
طرف عروس : پس قمار باز هم هست !؟
مادر داماد میگه : نه . آخه دوستاش تو زندان بهش یاد داده بودند .
طرف عروس : پس زندان هم رفته !؟
مادر داماد میگه : نه . آخه معتاد بود چند روز گرفته بودنش .
طرف عروس : پس معتاد هم هستند !؟
مادر داماد میگه : نه . آخه زنش لوش داده بود .
طرف عروس : زنش ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟

+ نوشته شده توسط امین در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 17:58 |

(بنيامين‌) خواننده‌ جواني‌ است‌ كه‌ با ترانه‌ دنيا ديگه‌ مثل‌ تو نداره‌ نداره‌، نه‌ مي‌تونه‌ بياره‌ به‌ شهرت‌ رسيد، پس‌ از اين‌كه‌ چند سال‌ بازار موسيقي‌ از تب‌ هميشگي‌ برخوردار نبود، و به‌ نوعي‌ راكد بود، بنيامين‌ آلبوم‌ (سال‌ 85) را روانه‌ بازار كرد، گرچه‌ ترانه‌هاي‌ اين‌ آلبوم‌ پيش‌ از اين‌كه‌ مجوزدار روانه‌ بازار شود، دست‌ به‌ دست‌ مي‌چرخيد و همه‌ از يك‌ آلبوم‌ بدون‌ مجوز صحبت‌ مي‌كردند، اما وقتي‌ در سال‌ 85 آلبوم‌ روانه‌ بازار شد، همان‌ افراد متوجه‌ شدند كه‌ آلبوم‌ (بنيامين‌) مجوز دارد... پس‌ از تعطيلات‌ نشريات‌ زيادي‌ به‌ سراغ‌ بنيامين‌ رفتند و با او مصاحبه‌ كردند، از اين‌ رو سعي‌ كرديم‌ كه‌ با او گفتگويي‌ متفاوت‌ انجام‌ دهيم‌، گپي‌ دوستانه‌ روي‌ پشت‌ بام‌ خانه‌ بنيامين‌ انجام‌ پذيرفت‌. (گفتگو با بنيامين‌) را بخوانيد:

 

- بنيامين‌ چطور وارد دنياي‌ هنر شد؟

بنيامين‌: 14 سالم‌ بود كه‌ اولين‌ شعرم‌ را گفتم‌، كلاسيك‌، سپيد و بعد هم‌ ترانه‌. در سن‌ نوزده‌ سالگي‌ هم‌ نواختن‌ گيتار را فرا گرفتم‌ و از اين‌ رو با هنر آهنگسازي‌ آشنا شدم‌، خوانندگي‌ هم‌ كه‌ عمر طولاني‌ ندارد، حدودا 7 ماه‌ است‌.
- چه‌ كارهايي‌ را به‌ طور مشخص‌ براي‌ آهنگسازي‌ انجام‌ داديد؟
بنيامين‌: تعدادي‌ كار را براي‌ چند خواننده‌ از جمله‌ (ناصر عبدالهي‌) ساختم‌ به‌ نام‌ (منو ببخش‌) كه‌ خيلي‌ از اين‌ كارها در مرحله‌ توليد و انتشار آلبوم‌ قرار داشته‌ و توزيع‌ نشده‌، پيش‌ از اين‌ هم‌ كارهاي‌ متعددي‌ را براي‌ گروه‌ كودك‌ انجام‌ دادم‌، مثل‌ برخي‌ آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ در آلبومي‌ به‌ نام‌ (گل‌هاي‌ رنگين‌ كمان‌) كه‌ دست‌اندركاران‌ معتقد بودند كار متفاوتي‌ شده‌ است‌، حالا نمي‌دانم‌ در اين‌ زمينه‌ تا چه‌ اندازه‌ موفق‌ ظاهر شدم‌.
- كدام‌ يك‌ از آهنگ‌هاي‌ چرا و چيه‌ كار شما بود؟
بنيامين‌: چيكه‌ چيكه‌، آب‌ تني‌.
- آهنگسازي‌ يا خوانندگي‌، كدام‌ يك‌ را بيشتر دوست‌ داريد؟
بنيامين‌: آهنگسازي‌ را به‌ مراتب‌ بيشتر دوست‌ دارم‌.
- به‌ عنوان‌ شنونده‌ موسيقي‌، كارهايي‌ را كه‌ در زمينه‌ خوانندگي‌ انجام‌ دادي‌ را مي‌پسندي‌ يا آهنگسازي‌؟
بنيامين‌: چون‌ تمام‌ كارها را انتخاب‌ كرده‌ بعد انجام‌ دادم‌ به‌ يك‌ اندازه‌ دوست‌ مي‌دارم‌.
- شهرت‌ چند درصد از هدف‌ بنيامين‌ بود؟
بنيامين‌: هيچكس‌ (به‌ خصوص‌ افرادي‌ كه‌ كار هنري‌ مي‌كنند) از شهرت‌ بدشان‌ نمي‌آيد ولي‌ شهرت‌ آخر چيزي‌ نبود كه‌ من‌ مي‌خواستم‌، دايره‌ هنر وسيع‌تر از اين‌ مسايل‌ است‌.
- سقف‌ كار يك‌ خواننده‌ كجاست‌؟
بنيامين‌: به‌ عقيده‌ من‌ اگر يك‌ هنرمند براي‌ خودش‌ سقف‌ بزند آن‌ روز، لحظه‌ مرگش‌ خواهد بود، يعني‌ سقف‌ هنر مرگ‌ است‌.
- شهرتي‌ كه‌ امروز به‌ دست‌ آوردي‌ را چطور حفظ خواهي‌ كرد؟
بنيامين‌: تنها راه‌ حفظ شهرت‌، محبوبيت‌ است‌.
- چطور؟
بنيامين‌: وقتي‌ ما مردم‌ را دوست‌ بداريم‌ و برخورد درستي‌ با آنها داشته‌ و در خصوص‌ آنها مثبت‌ فكر كنيم‌، مسلما برايشان‌ احترام‌ قايل‌ خواهيم‌ بود و در توليد كارهاي‌ بعدي‌ دقت‌ مي‌كنيم‌ تا كاري‌ بد تحويلشان‌ نداده‌ و چيزي‌ در شان‌ و مقام‌ خودشان‌ ارايه‌ دهيم‌ و اين‌ در درجه‌ اول‌ باعث‌ محبوبيت‌ و در وهله‌ دوم‌ نيز حفظ شهرت‌ خواهد شد.
- پس‌ با اين‌ تفاسير اصول‌ اخلاقي‌ را رعايت‌ مي‌كنيد...؟
بنيامين‌: تا جايي‌ كه‌ بتوانم‌، در برخوردهايم‌ رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌ را مي‌كنم‌، هيچ‌گاه‌ دوست‌ ندارم‌ كاري‌ كنم‌ تا كسي‌ از من‌ رنجيده‌ خاطر شود، مردم‌ ما در اين‌ خصوص‌ اين‌ موضوع‌ (اصول‌ اخلاقي‌) خيلي‌ دقيق‌ و حساس‌ هستند، از اين‌ رو در جامعه‌ ما محبوبيت‌ پيش‌ و بيش‌ از شهرت‌ مطرح‌ است‌، از طرفي‌ محبوبيت‌ حاصل‌ نخواهد شد مگر با رعايت‌ اصول‌ اخلاقي‌، همواره‌ معتقدم‌ قيمت‌ ارتباط و دوست‌ داشتن‌ بسيار بسيار بالاتر از توليد كار است‌.
- در اين‌ مدت‌ هفت‌ ماه‌ كه‌ خواننده‌ شديد، چقدر در بين‌ مردم‌ چهره‌ شناخته‌ شده‌اي‌ هستيد؟
بنيامين‌: تا پيش‌ از انتشار رسمي‌ و مجاز آلبوم‌، درصد خيلي‌ كمي‌ از مخاطبين‌ با چهره‌ام‌ آشنا بودند، اما حالا...
- تا به حال‌ امضا هم‌ داديد؟
بنيامين‌: (بلند مي‌خندد و...) يك‌ كمي‌...
- معمولا چه‌ جمله‌اي‌ را كنار امضا مي‌نويسيد؟
بنيامين‌: هميشه‌ به‌ دنبال‌ جمله‌اي‌ هستم‌ كه‌ تناسب‌ شخصيت‌ و شان‌ مخاطبم‌ باشد و خداي‌ ناكرده‌ بي‌احترامي‌ صورت‌ نگيرد.
- اگر مايليد يك‌ بار ديگر توزيع‌ غيرمجاز كار را توضيح‌ دهيد؟
بنيامين‌: براي‌ دو شركت‌ آواي‌ نكيسا و ترانه‌ شرقي‌ آهنگسازي‌ مي‌كردم‌، خب‌ مديران‌ به‌ دنبال‌ ارايه‌ كاري‌ متفاوت‌ و مردم‌پسند در زمينه‌ موسيقي‌ پاپ‌ بودند، از اين‌ رو تيمي‌ را تشكيل‌ دادند كه‌ من‌ نيز عضو كوچكي‌ از آن‌ به‌ حساب‌ مي‌آمدم‌. براي‌ شروع‌، به‌ صورت‌ امتحاني‌ دو كار را بر روي‌ آهنگ‌هايي‌ كه‌ ساخته‌ بودم‌، خواندم‌ كه‌ متاسفانه‌ لو رفت‌; نمي‌دانم‌ از چه‌ طريقي‌...


- واسطه‌اي‌ در بين‌ بود؟

 

بنيامين‌: به‌ كسي‌ تهمت‌ نمي‌زنم‌، به‌ هر حال‌ مثل‌ آبي‌ است‌ كه‌ روي‌ زمين‌ ريخته‌ شده‌ بود ديگر هيچ‌ كاري‌ نمي‌شد كرد.
- در هر صورت‌ اين‌ اتفاق‌ بدي‌ براي‌ شما نبود...؟
بنيامين‌: البته‌ با وضعيت‌ امروز موسيقي‌ نمي‌شود پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اتفاق‌ خوبي‌ بوده‌ يا نه‌... اما خيلي‌ از اتفاقات‌ را جلو انداخت‌.
-در نهايت‌ خوب‌ به‌ سرانجام‌ رسيد...
بنيامين‌: بله‌ به‌ سرانجام‌ رسيد، ولي‌ خيلي‌ سخت‌، قصد نداشتم‌ به‌ اين‌ زودي‌ها بخوانم‌، ولي‌ اين‌ حادثه‌ خيلي‌ ناخواسته‌ و زود برايم‌ پيش‌ آمد.
- مگر الان‌ از اين‌ جريان‌ ناراضي‌ هستيد؟
بنيامين‌: نه‌... (با خنده‌) نمي‌گذارم‌ هيچگاه‌ به‌ خودم‌ بد بگذره‌.... اما در برنامه‌اي‌ كه‌ داشتم‌ حالا حالاها خوانندگي‌ در ليست‌ نبود.
- و بعد از لو رفتن‌ آن‌ دو كار چه‌ اتفاقي‌ افتاد...؟
بنيامين‌: مدير شركت‌ پيشنهاد داد كه‌ تمام‌ كارها را خودم‌ بخوانم‌.
- مهمترين‌ ويژگي‌ آلبوم‌ (85) معرفي‌ يك‌ عشق‌ فرا زميني‌ و يا عشقي‌ كه‌ شايد خيلي‌ نمي‌بينيم‌ و كمتر شاهدش‌ هستيم‌، مي‌باشد...؟
بنيامين‌: شايد به‌ همين‌ دليل‌ از اين‌ كار خيلي‌ استقبال‌ شد، آدم‌ها به‌ نوعي‌ گمشده‌ خود را پيدا كردند، آنقدر عشق‌هاي‌ پاپ‌ امروزي‌ برايشان‌ تلقين‌ شده‌ كه‌ كلام‌ اين‌ اثر همه‌ را جذب‌ نمود.
- اما هميشه‌ برخلاف‌ موج‌ حركت‌ كردن‌ نتيجه‌ خوبي‌ نمي‌دهد...؟
بنيامين‌: ما هيچگاه‌ نخواستيم‌ كه‌ برخلاف‌ جريان‌ آب‌ حركت‌ كنيم‌، بلكه‌ تنها آنچه‌ را كه‌ فكر مي‌كرديم‌ درست‌ است‌ و به‌ نوعي‌ اعتقادمان‌ بود را نشان‌ داديم‌، امكان‌ دارد يك‌ روز ما هم‌، حرف‌هاي‌ ديگران‌ را تكرار كنيم‌، باز به‌ دليل‌ اين‌كه‌ به‌ آن‌ ايمان‌ داريم‌ و مهم‌ اين‌ است‌ كاري‌ را انجام‌ مي‌دهيم‌ كه‌ اعتقاد داريم‌ درست‌ است‌.
- عشق‌ آلبوم‌ 85، عشق‌ نزديك‌ و قابل‌ دسترسي‌ است‌، در دنياي‌ امروز؟
بنيامين‌: عشق‌ ما خيلي‌ دور هم‌ نيست‌، مي‌گويد: دنيا ديگه‌ مثل‌ تو نداره‌... اين‌ جمله‌ را هر عاشقي‌ بايد به‌ معشوقش‌ بگويد، در غير اين‌ صورت‌ كه‌ ديگر عاشق‌ نخواهد بود، عاشق‌ بايد معشوق‌ را تك‌ ببيند، يا اين‌كه‌ يك‌ عاشق‌ وقتي‌ به‌ عشقش‌ مي‌خواهد ابراز علاقه‌ كند، امكان‌ دارد زبونش‌ گرفته‌ و يا دست‌ و پاهايش‌ بلرزد، اين‌ موضوعات‌ مطرح‌ شده‌، خيلي‌ عجيب‌ و رويايي‌ است‌...
- شايد به‌ اين‌ دليل‌ غيرقابل‌ دسترس‌ مي‌نمايد، كه‌ براي‌ ما عينيت‌ نداشته‌ و يا كمتر شاهدش‌ هستيم‌...؟
بنيامين‌: شايد هم‌ خودمان‌ از اين‌ فضا دور شديم‌.
- و شايد دورمان‌ كرده‌ باشند...
بنيامين‌: چه‌ كسي‌ مي‌تواند در اين‌ قضيه‌ دخيل‌ باشد؟!
- قبول‌ كنيد كه‌ موسيقي‌ پاپ‌ امروز در اين‌ جريانات‌ چندان‌ بي‌تاثير هم‌ نبوده‌...؟
بنيامين‌: به‌ اميد خدا و اگر مردم‌ قبول‌ كنند، ما آمديم‌ و خواستيم‌ كه‌ تاثير مثبت‌ در اين‌ جريانات‌ بگذاريم‌، راستش‌ را بخواهيد از ابتدا چنين‌ هدفي‌ نداشتيم‌، يعني‌ خود را خيلي‌ دخيل‌ نمي‌ديديم‌... اما مي‌خواستيم‌ كار درستي‌ انجام‌ دهيم‌ كه‌ نتيجه‌ دهد.
- خودتان‌ هم‌ در ترانه‌ها دخالت‌ داشتيد؟
بنيامين‌: سراينده‌ اين‌ كارها (فريد احمدي‌) است‌، اما به‌ دليل‌ سابقه‌ من‌ در زمينه‌ شعر و ترانه‌، پيشنهاداتم‌ را مي‌پذيرفت‌.
- چرا تمام‌ ترانه‌ها داراي‌ يك‌ موضوع‌ و مضمون‌ است‌; عاشقي‌ كه‌ از معشوقش‌ دور شده‌؟
بنيامين‌: اين‌ آلبوم‌ همان‌ طور كه‌ مي‌دانيد در مدت‌ زمان‌ بسيار كوتاهي‌ توليد و منتشر شد، خب‌ در اين‌ مدت‌ يك‌ حس‌ داشتيم‌، از طرفي‌ خوشبختانه‌ من‌، فريد احمدي‌ و نيما وارسته‌ خيلي‌ اتفاق‌ نظر و احساس‌ مشترك‌ در خصوص‌ موارد مختلف‌ داشتيم‌ كه‌ اين‌ موضوع‌ كمك‌ بزرگي‌ به‌ ما كرد.
- در يكي‌ از ترانه‌ها مي‌گوييد: (امروز درست‌ يك‌ سال‌ و ده‌ ماه‌ و دو روزه‌ كه‌ نديدمت‌...) اين‌ نشان‌ از فاصله‌ بين‌ عاشق‌ و معشوق‌ دارد، حالا نمي‌دانم‌ اين‌ موضوع‌ در خصوص‌ شما صدق‌ مي‌كند يا فريد احمدي‌؟
بنيامين‌: اين‌ گفتن‌ تاريخ‌ شايد بيانگر همان‌ گفته‌ شما باشد كه‌ مدت‌هاست‌ از عشق‌ درست‌ و دوست‌ داشتن‌ صحيح‌ فاصله‌ گرفتيم‌.
- آن‌ هم‌ به‌ اين‌ دقيقي‌...
بنيامين‌: با خنده‌ مي‌گويد:اين‌ دقت‌ در تاريخ‌ موضوع‌ ديگري‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ حالا عاشق‌ روزشماري‌ را شروع‌ كرده‌، حالا دارد چوب‌ خط مي‌زند و تقويم‌ را مرور مي‌كند كه‌ از عشقش‌ دور شده‌، اين‌ عدد هم‌ نشان‌دهنده‌ عشق‌ واقعي‌ است‌. نه‌ صرفا يك‌ سال‌ و...
- از اول‌ در ترانه‌ اين‌ تاريخ‌ دقيق‌ انتخاب‌ شده‌ بود يا بعد از ساخت‌ ملودي‌ به‌ آن‌ رسيديد؟
بنيامين‌: خوب‌، اين‌ از اسرار كار به‌ حساب‌ مي‌آيد... جدا از شوخي‌ به‌ خاطر ندارم‌ چون‌ ملودي‌ و ترانه‌ به‌ دليل‌ كمي‌ وقت‌ با هم‌ ساخته‌ و تنظيم‌ شد...
- درست‌ است‌ افرادي‌ كه‌ ادبيات‌ مي‌خوانند، يك‌ كم‌ رويايي‌ و خيال‌پرداز هستند؟
بنيامين‌: چون‌ در دانشگاهي‌ درس‌ مي‌خوانم‌ كه‌ در كنار كتاب‌هاي‌ درسي‌، موضوعات‌ ديگر، مثل‌ تشكيل‌ انجمن‌هاي‌ مختلف‌ و... مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد، اين‌ قضيه‌ را تجربه‌ نكرده‌ام‌.
- در كدام‌ دانشگاه‌ تحصيل‌ مي‌كنيد؟
بنيامين‌: رودهن‌.
- اگر اشتباه‌ نكنم‌ ورودي‌ 80 هستيد، هنوز فارغ‌التحصيل‌ نشديد؟
بنيامين‌: مي‌خندد و با كمي‌ مكث‌ مي‌گويد: اگر خدا بخواهد امسال‌ به‌ اتمام‌ خواهد رسيد.
-خوانندگي‌ را ادامه‌ خواهي‌ داد؟
بنيامين‌: بايد ديد كه‌ آيا آن‌ اتفاق‌ خوب‌ رخ‌ مي‌دهد.
- منتظر چه‌ اتفاقي‌ هستيد؟
بنيامين‌: به‌ هر حال‌ كاري‌ را كه‌ بلد بودم‌ انجام‌ دادم‌، بايد اتفاقي‌ بيفتد كه‌ مرا اسير تكرار نكند.
- با اين‌ حساب‌، خودتان‌ دوست‌ داريد كه‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ جلو برويد؟
بنيامين‌: در هنر بايد به‌ دنبال‌ اتفاقي‌ بود كه‌ اول‌ خود شخص‌ را راضي‌ كند و بعد مردم‌ را
- به‌ نظر مي‌رسد، مقداري‌ خجالتي‌ هم‌ باشيد؟
بنيامين‌: در پنج‌ دقيقه‌ اول‌ كمي‌ يخ‌ دارم‌ كه‌ خيلي‌ زود آب‌ مي‌شود.
- معمولا با احساس‌ جلو مي‌رويد يا منطق‌؟
بنيامين‌: هر يك‌ در رفتار و تصميم‌گيري‌ها، جايگاه‌ و نقش‌ خود را دارند، فراخور كاري‌ كه‌ انجام‌ مي‌دهم‌ تاثيرگذار خواهند بود، برخي‌ اوقات‌ احساسي‌ و برخي‌ مواقع‌ منطقي‌...
- دو كار هم‌ براي‌ محرم‌ خوانديد كه‌ در آلبوم‌ 85 نيست‌، آنها چطور لو رفت‌؟
بنيامين‌: دو سال‌ پيش‌ چند ماه‌ مانده‌ به‌ محرم‌ از سوي‌ يك‌ شركت‌ نيمه‌ دولتي‌ كاري‌ مذهبي‌ براي‌ ساخت‌ به‌ من‌ داده‌ شد، آن‌ كار را در استوديوي‌ خصوصي‌ آن‌ شركت‌ خواندم‌ البته‌ فقط براي‌ امتحان‌، چون‌ خواننده‌ ديگري‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ شده‌ بود كه‌ با صداي‌ آن‌ خواننده‌ هيچ‌گاه‌ كار در ارشاد مجوز نگرفت‌، دليلش‌ را هم‌ نمي‌دانم‌، بعد از گذشت‌ چند ماه‌ متوجه‌ شدم‌ دو كار آن‌ آلبوم‌ غيرمجاز آن‌ هم‌ با صداي‌ من‌ منتشر شده‌.
- عاشق‌ترين‌ فردي‌ كه‌ تاكنون‌ ديديد؟
بنيامين‌: خودم‌، چون‌ از دل‌ عاشق‌هاي‌ ديگر خبر ندارم‌، اما خودم‌ را خيلي‌ خوب‌ مي‌شناسم‌.
-اولين‌ كسي‌ كه‌ گفت‌ صداي‌ خوبي‌ داري‌؟
بنيامين‌: راستش‌ تا به‌ حال‌ هيچ‌ كس‌ نگفته‌ كه‌ صداي‌ خوبي‌ دارم‌.
-خانواده‌ات‌ در اين‌ خصوص‌ چه‌ نظري‌ دارند؟
بنيامين‌: خيلي‌ جدي‌ نمي‌گيرند، يعني‌ روش‌ خانوادگي‌ ما براي‌ پيشرفت‌ بچه‌ها اينست‌ كه‌ موفقيت‌ها را خيلي‌ جدي‌ نگيرند، خواهرم‌ و برادرانم‌ در كارهايشان‌ موفقيت‌هاي‌ زيادي‌ كسب‌ كردند كه‌ از طرف‌ خانواده‌ تشويق‌ نشدند.
- به‌ نظر شما اين‌ روش‌ جواب‌ مي‌دهد؟
بنيامين‌: فكر مي‌كنم‌، بله‌، جواب‌ مي‌دهد.
-اولين‌ بار كه‌ صداي‌ خودت‌ را به‌ عنوان‌ خواننده‌ شنيدي‌، چه‌ كار كردي‌؟
بنيامين‌: خوب‌ به‌ عنوان‌ يك‌ آهنگساز بر روي‌ آهنگ‌هاي‌ ساخته‌ شده‌ مي‌خواندم‌، اما در جايگاه‌ خواننده‌ وقتي‌ اولين‌ كار را خواندم‌ از دوستانم‌ فريد و علي‌ خيلي‌ سئوال‌ پرسيدم‌ كه‌ خوب‌ شده‌ يا نه‌؟ چون‌ به‌ نظر جمع‌ خيلي‌ معتقدم‌ و مطمئنم‌ كه‌ جمع‌ انتخاب‌ اشتباهي‌ ندارد و بعد از آن‌ مدت‌ها فكر مي‌كردم‌.
- به‌ چي‌؟
بنيامين‌: كه‌ حالا براي‌ بهتر شدن‌ بايد چه‌ كار كرد.
- بهترين‌ تفريح‌؟
بنيامين‌: خوابيدن‌ را خيلي‌ دوست‌ دارم‌، خيلي‌ هم‌ مي‌خوابم‌.
- بعد از خواب‌ چطور؟
بنيامين‌: باز هم‌ خواب‌، در مرحله‌ سوم‌ ترانه‌، شعر و موسيقي‌.
- ورزش‌...
بنيامين‌: ورزش‌ كردن‌ را البته‌ براي‌ حفظ سلامتي‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌، مثل‌ شنا.
- بهترين‌ جمله‌اي‌ كه‌ تا حالا شنيديد....؟
بنيامين‌: شخصي‌ است‌ و نمي‌توانم‌ بگويم‌.
- خوب‌ بهترين‌ جمله‌ عمومي‌ را بگوييد؟
بنيامين‌: بهترين‌ جمله‌ها را زماني‌ مي‌شنوم‌ كه‌ در دوستي‌ دو نفر گفته‌ مي‌شود، در كل‌ با آشتي‌ خيلي‌ موافقم‌.

منبع: مجله خانواده سبز

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 13:41 |
نسخه جدید یاهو مسنجر(ورژن ۸) به بازار آمد
برای دریافت
اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه هفتم تیر 1385 و ساعت 13:3 |

خبــــــر فــــــوری

با خبر شدم که رضا دوستم در یک سانحه دلخراش مورد تجاوز دو سگ قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

طی عیادتی که از رضا داشتم  از او خواستم تا ماجرا را برام تعریف کنه. و حالا اصل ماجرا از زبون رضا: « ساعت حدود 5 صبح بود که با  شوهر خالم به دامداریش رفتم، به محض اینکه از ماشین پیاده شدم ناگهان دو سگ که مادر و پسر بودن به طرف من حمله کردن عموم گفت رضا سر جات وایسا و تکون نخور خودشون میرن. منم سر جام ایستادم و سگ ها دورم چرخ می زدن، من یه لحظه پام رو بلند کردم و سگ فکر کرد می خوام لگد بهش بزنم پام رو گرفت و من هم افتادم زمین و داد می زدم و سگ ها من رو گاز می گرفتند تا اینکه عموم به دادم رسید و من رو از دست اون ها نجات داد. بعدش من رو رسوند خونه و من با داییم رفتم بیمارستان و آمپول ضد هاری زدم. تا حالا 7 آمپول زده ام و دو مرحله دیگر باقی مانده است. حالا آب که می خورم لباسم خیس می شود چون تمام بدنم سوراخ سوراخ شده».

امروز صبح رضا از دانشگاه بهم زنگ زد و بهم گفت شماره کارت کتابخانه ام چنده؟ من تعجب کردم که چرا از من می پرسه البته تقریبا شماره رو می دونستم ولی حالا چرا از من می پرسید جای تعجب داشت. امیدوارم این موضوع ربطی به گاز گرفتنش توسط سگ نداشته باشه.

 

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 13:39 |
       
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 9:25 |

دیشب بازی جذاب هلند و پرتغال از مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی انجام شد که تیم هلند در حالیکه در طول 90 دقیقه توپ و میدان را در دست داشت نتوانست دروازه تیم پرتغال را باز کند و این تیم پرتغال بود که با یک گل بازی رو به سود خود به اتمام برساند.

در این بازی پر برخورد 4 بار کارت قرمز از جیب داور خارج شد که سهم هر تیم دو اخراجی بود.

کلا آقای اسکولاری تخصص داره که تیم حریف رو به حاشیه بکشه، و با حرکات خودش جنگ روانی رو علیه تیم حریف و داور بازی راه انداخت تا جایی که باعث شد خالد بله روز مدافع تیم هلند که فقط دنبال توپ بود و با استفاده از سرعت خودش جلوی فیگو حرکت کرد و دستش به طور تصادفی به صورت فیگو برخورد کرد رو داور اختار دوم رو بهش بده و از بازی اخراجش کنه که اگر این جنگ روانی نبود اصلا نه این کارت رو میداد نه اخراج می شد برای اثبات صحبتم اشاره می کنم به حرکتی که حسین کعبی روی فیگو انجام داد که خیلی حرکت خطرناکی بود ولی دیدیم که حتی یک تذکر هم داور بهش نداد.

به نظر من اگه داور آقای اسکولاری رو اخراج می کرد دیگه نه اینقدر بازی به حاشیه کشیده می شد و بازی زیباتر و بدور از حاشیه ای از هر دو تیم می دیدیم.

اینجوری دیگه تیمی که نتونه از بعد فنی در مقابل تیمی دوام بیاره به کارهای غیر فنی رو میاره.

بحث دوم هم اتلاف وقتی بود که می تونیم پرتغال رو مثل قطر یا بحرین اروپا در این زمینه فرض کنیم. حدود 8 تا 10 دقیقه حداقل باید وقت تلف شده اعلام می شد که فقط 6 دقیقه اعلام شد که از این 6 دقیقه اگر بگیم 3 دقیقه بیشتر بازی نکردن چیزی به گزاف نگفتیم

البته نمی خواهم همه چیز رو به مسائل غیر فنی مربوط کنم اگه آقای فان باستن از یک مهاجم تمام عیار مثل نیستلروی به جای کویت استفاده می کرد شاید این بازی رو هلند می برد. چون کویت که پست اصلیش بال راسته یک موقعیت طلایی تک به تک رو در آخرین دقایق بازی از دست داد.  من این سوال رو از آقای فان باستن دارم که آیا اون موقعیت هایی رو که کویت در این بازی از دست داد نیستلروی مشابه اون ها رو در بازی های قبلی از دست داده بود که آقای فان باستن از نیستلروی راضی نبود.

  به هر حال هلند حذف شد ولی این هلند جوان شده باید از این میدان بزرگ درس بگیره تا در مسابقات آینده مثل جام ملتهای اروپا بتونه بازیهای بهتری رو انجام بده.

امیدوارم دیگه در این جام شاهد حذف تیم هایی نباشیم که علت حذف اون ها بیش از اینکه مربوط به مسائل فنی باشه به مسائل غیر فنی برگرده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 22:26 |

·       آیا می دانید: اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کوروش در شوش جهت تعلبم فن و هنر ساخته شد.

·   آیا می دانید: کمبوجیه فرزند کوروش به دلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و این که فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود، با 250 هزار سرباز ایرانی در 42 روز از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و به دلیل آمدن قحطی در مصر مقدار بسیار زیادی غله وارد مصر کرد. اکنون در مصریک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان می دهد. او هرگز دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.  

·   آیا می دانید: داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کوروش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین می رفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.

·       آیا می دانید: اولین راه شوسه و زیرسازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط امین در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 16:11 |
 تیم ملی هلند در سومین دیدار خود در جام جهانی مقابل تیم ملی آرژانتین قرار گرفت و دو تیم پس از 90 دقیقه  به نتیجه مساوی رضایت دادند. تیم هلند با این تساوی با 7 امتیاز و به علت تفاضل گل کمتر نسبت به آرژانتین به عنوان تیم دوم در مرحله بعد باید روز یکشنبه به مصاف تیم پرتغال برود.

هلند 0              آرژانتین 0

             
                            

ان هم چندتا عکس از بازی هلند و آرژانتین


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امین در پنجشنبه یکم تیر 1385 و ساعت 13:40 |